نگاهی به رواج لباس های تاناکورا در کشور

بیست و اندی سال است که پوشاک ایرانی با پیشینه ای تاریخی در چنگال نامی است که روزگاری ایرانیان را با هدف تلاش برای رسیدن به آرزوها پای جعبه جادویی میخکوب می کرد و شاید آن زمان کمتر کسی تصور می کرد نام خانوادگی اوشین تاناکورا به مرور زمان تیشه به ریشه صنعت پوشاک ایران بزند و طیف وسیعی را درگیر این بحران کند.

● اجناس مارک دار با قیمت بسیار ارزان رسید…
چند روز پیش بود که وقتی از جلوی مغازه های لباس فروشی خیابان انقلاب عبور می کردم بوی آزار دهنده ای به مشامم رسید . بی اختیار وارد مغازه شدم که لباس های متنوع و رنگ به رنگی را در ویترین و رگال مغازه اش جا داده بود. لباس هایی که نه اتیکتی به آنها بود نه تو می توانستی از یک مدل دوسایزمتفاوت را ببینی. شروع به چرخاندن رگال کردم، فروشنده که خانوم جوانی بود به طرفم آمد و با همه تلاشش که سعی می کرد از کلمه های انگلیسی و واژه های فرنگی استفاده کند با لهجه خاصی گفت: “این آخرین مدل اروپاس. تمام مانکنای به نام اونجا از اینا می پوشن. این شلوار رو ببین. تن خورش عالیه میخوای بری بپوشی ؟” شلوار، بوی خاصی می داد گفتم: “ببخشید این بوی چیه؟ فروشنده گفت: “عزیزم چون این بارا از اونور میاد و یه مسافت طولانی رو طی می کنه برای این که ویروس نگیرن یه سری مواد ضدعفونی بهش می زنن این بو مال اونه نگران نباش برو پرو کن”. گفتم :” دست دوم دیگه ؟ نه! ” گفت: “عزیزم تو فکر می کنی لباسایی که تو فروشگاه مانگو و زارو می فروشن نو و تازه از کمپانی دراومده؟ نه گلم. اونا هم لنگه همینن هیچ فرقی ندارن. خیلی از این لباسا رو مارکاشونو می کنن که نخوان گمرگی و این جور چیزا بدن. وگرنه با یه بار پوشیدن و این حرفا که آدم مریض نمی شه یه عالمه مواد ضدعفونی بهش می زنن. شما نگران سلامتیت نباش من خودم چند سال که دارم همین لباسای تاناکورا رو می پوشم لباسیی رو که می خوام ۱۰۰ هزار تومن هزینه کنم با ده ، پانزده هزار تومان سر و تهش رو هم میارم و همیشه شیک و به روزم برو پرو کن عزیزم”. گفتم : “ممنون خانوم قصد خرید ندارم فقط یه کنجکاوی ساده بود همین. از مغازه اومدم بیرون.

● نامی که اقتصاد پوشاک را فلج کرد…
حدود ۲۰ سال پیش بود که گوش ها برای نخستین باربا واژه تاناکورا آشنا شدند. سریالی که سرسختی یک زن را برای رسیدن به آرزوهای بزرگش نشان می داد. اوشین تاناکورا شخصیت داستانی بود که از کودکی واژه فقر و نداری را می شناخت اما او برای رسیدن به آرزوهای بزرگش از هیچ کوششی دریغ نداشت. سریالی که در زمان خودش بینندگان بسیار را جذب خود کرد. پخش سریال ” سال های دور از خانه” همزمان با مهاجرت ایرانیان به کشورهای آسیایی به خصوص ژاپن بود. در آن زمان بود که برخی از مسافرانی که از آن طرف آب می آمدند برای دوستان و آشنایان خود سوغاتی هایی میآوردند که به مرور زمان مشخص می شد آن اجناس نو نیستند و از آن زمان بود که واژه تانکورا در میان مردم باب شد و راهی شد برای تجارت. بعضی از فروشندگان لباس با خریداری کردن اجناس دست دوم، آنها را با قیمت پایین تری به مردم می فروختند و بدین ترتیب اجناس تاناکورا وارد کشور وبا استقبال مردم به خصوص قشر کم درآمد جامعه روبه رو شد و این امر بهانه ای شد برای ایجاد شغلهای کاذب و کله پا کردن تولیدی های لباس که تمام دلخوشیشان فروش اجناسشان بود.

● یک بام و دوهوا …
جنگ و خسارات ناشی پس از آن، سالهای سازندگی و تحریم های اقتصادی همه و همه دست به دست هم داد تا مردم به خصوص صاحبان مشاغل پوشاک با فشار اقتصادی و کمبود بودجه روبه رو شوند. گرانی اجناس و پس لرزه های پس از جنگ که بخاطرش برخی از مردم تمام زندگی شان را از دست داده بودند از یک طرف و تورم و میل به متنوع بودن از طرفی دیگر، همه و همه دست به دست هم داد تا مردم به سوی اجناس دست دوم اروپایی روی بیاورند. شاید در ابتدا خریدش را از هم دیگر پنهان می کردند اما به مرور زمان کار به جایی رسید که هیچ کس دیگر بخاطر پوشیدن لباس های تاناکورایی خود را از دید دیگران پنهان نمی کرد و این یک زنگ خطری شد برای سلامت تن و روان جامعه و ایجاد شغل های کاذب و اقتصادی که پایه هایش هر روز نسبت به روز گذشته لرزان تر می شد. حساب های بانکی صاحبان تولیدی به دلیل مشکلات گفته شده هر روز خالی تر از روز پیش می شد و برعکس آن این غول اقتصادی هرروز فربه تر از دیروز. کار به آنجا رسید که تولیدی ها و کارگاه های لباس بسته شدند و صاحبان و کارگران آنها که نان آور خانواده بودند از کار بیکار! لباس های دست دوم موسوم به “تاناکورا” از کشورهای اروپایی و آسیایی وارد مرزهای جنوبی و غربی ایران می شود اما نکته غالب توجه این است که این پوشاک در کشورهای مبدا معمولا به قصد فعالیت های نیکوکارانه جمع آوری می شوند، نه به نیت فروش.” و از شهرهای مرزی چون مهاباد، پیرانشهر و بانه در استان های آذربایجان غربی و کردستان به تمامی نقاط کشور توزیع می شود. بنا به شنیده های غیر رسمی ، روزانه بطور متوسط۱۸۰ تن توسط ده ها دستگاه تویوتا از عراق وارد بانه در کردستان و شهرهای مرزی می شود که فروشندگان لباسهای دست دوم با مراجعه به این شهرها بار خود را که در اصلاح بازار به آن “عدل ” می گویند خریداری می کنند.

● مهاباد، پایتخت تاناکورای ایران …
اکنون مهاباد مهمترین مرکز تاناکورای کشور است و هر روز بخصوص در ایام تعطیل ده ها هزار نفر از مردم شهرهای مختلف کشور برای خرید اجناس دست دوم خارجی از بازار تاناکورای مهاباد ، به این شهر سفر می کنند. بر اساس گزارشات بعمل آمده از مهاباد، فروش اجناس دست دوم ایجاد شغل را برای ۱۷ هزار نفر از جمعیت این شهر فراهم کرده است و شهرداری برای جلوگیری از هرگونه اغتشاش و نابسامانی ناخواسته مجبوربه در اختیار گذاشتن فضای تجاری برای این صنف کرده است. شاید در نگاه اول بتوان نمره مثبتی را به عملکرد شهرداری مهاباد داد اما این سوال در ذهن بوجود می آید که این تنها راه عاقلانه برای مبارزه با بیکاری است؟ آیا این امر باعث نمی شود که ریشه شغل های کاذب در کشور روز به روز محکم تر شود ؟

● فروش لباس های دست دوم از نگاه یک کارشناس اقتصادی…
به گفته علیرضا احمدیان کارشناس اقتصادی و استاد دانشگاه ، تاناکورا و مشتقات آن فقط بیکاری را در کشور گسترش داده است . احمدیان معتقد است که مردم ایران تاریخچه ای دیرینه دارند ما ریشه ای داریم که بسیاری از کشورها و آرزوی آن را دارند . پوشش ایرانی روزگاری زبانزد خاص و عام بود اما حال به دلیل مشکلات اقتصادی و عملکرد ناصحیح برخی از دولتمردان باعث شده است که ما روبه اجناس بخصوص لباس های دست دومی بیاوریم که معلوم نیست تن چه کسانی را پوشش داده است. این کارشناس اقتصادی در ادامه با اشاره به این مطلب که تاناکورا گذشته از تخریب اقتصادی، مشکلات بهداشتی و بیماری های مختلفی را ایجاد می کند می گوید: با وجود آنکه شهرداری و وزارت بهداشت و درمان کاملا به این امر واقف هستند اما هیچ کدام به طور قاطعانه با این معضل بزرگ برخورد قانونی نمی کنند.
احمدیان معتقد است که یکی از عمده ترین دلایلی که باعث می شود لباس های دست دوم با استقبال مردم روبه رو شود فشار اقتصادی و نداشتن قدرت خرید برای کالاهای نو است.

● تاناکورا فقیر و غنی نمی شناسد…
اویل که اجناس تاناکورا وارد کشور شد بیشتر کسانی که از این اجناس استقبال می کردند افراد فقیر و قشر مستضعف جامعه بودند که به دلیل فشار اقتصادی و تورم بالا و درآمد پایین به اجبار از اجناس دست دوم استقبال می کردند. اما به مرور زمان این معضل اجتماعی دامنگیر قشر بیشتری از کشور نیز شد. جامعه مارک بازی که هر روز با یک مارک جدید و مدل جدید روبرو می شد. پسران و دختران جوان برای آن که از یکدیگر در مد و پوشیدن لباس های مارک دار عقب نیفتند به مغازه های تاناکورایی روی آوردند. آنها می توانستند با کمی بالاو پایین کردن اجناس نوع استوک و دست دوم یک لباس مارک معروف را با قیمت بسیار پایین خریداری کنند. اما به مرور زمان و استقبال بی نظیر مارک بازها از این اجناس، باعث شد که بوتیک هایی در نقاط شمالی شهر به وجود بیاید که لباس های تاناکورا را در قالب پوشاک نوی خارجی با قیمت هایی بالا به مشتریان عرضه کنند.
اما فروش لباس های تاناکورا تنها منحصر به مغازه نیست. مکانهای دیگری که لباس های تاناکورا را در قالب پوشاک نو و مد روز اروپا و آمریکا به خریداران خود قالب می کنند، مزون ها و اصطلاحا شوهای لباس هستند که در خانه ها برگزار می شوند. گردانندگان این گونه برنامه ها نیز که عموما یا وارد کننده پوشاک تاناکورا هستند و یا با سرشاخه های وارد کننده ارتباط دارند نیز با کلاهبرداری از مشتری های خود این گونه پوشاک را به فروش می رسانند. گفتنی است که در میان پوشاکی که به اسم تاناکورا وارد کشور می شوند بعضا پوشاک نو و دست اول نیز وجود دارند که به دلیل اینکه در محل تولید دچار نقص و ایراد شده اند و به اصطلاح استوک هستند در کشورهای مبدا مورد استفاده ای ندارند و به همراه پوشاک دست دو به دیگر کشورها فرستاده می شوند.

● نحوه توزیع پوشاک تاناکورا درمیان فروشندگان لباس…
پوشاک تاناکورا به صورت قاچاق وارد کشور می شود که این سرشاخه ها هر کدام در شهرهایی مشخص و یا فروشگاه های معین همکاری می کنند. به محض اینکه کلاهای دست دوم وارد کشور می شوند، ابتدا صاحبان فروشگاه های گرانقیمت را که مشتریان لباس های نو و سالمتر هستند و بابت آنها بهای بیشتری می پردازند خبر می کنند، فروشندگان بر سر عدل این لباسها حاضر شده و پوشاک مورد نظر خود را انتخاب و بعد از قیمت گذاری، خریداری می کنند اجناس را به دست خیاطان متبحر می سپارند تا معایب آن را برطرف کنند و پس از آن با شستن و اتوکشی لباس با استفاده از مارک های تقلبی آنها را آماده فروش می کنند. پس از فروشندگان فروشگاه های لوکس نوبت به فروشگاه های تاناکورا می رسد که آنها نیز بنا به جایگاه شان در سطح شهر و قدرت خرید آن منطقه به عمده فروشان مراجعه کرده و براساس درجه بندی های ذکر شده پوشاک را خریداری و برای عرضه به مصرف کننده آماده می کنند.

● سردی هوا و گرمی بازار تاناکورا…
شواهد نشان می دهد در فصل سرما به دلیل گرانی البسه گرم استقبال مردم بخصوص قشر ضعیف و فقیر جامعه از مراکز تاناکورا بیشتر می شود. افرادی که تعداد خانوار آن ها زیاد است و منبع درآمدیشان کم به گفته خودشان ناچار هستند که برای درامان ماندن سرما به فروشگاه های تاناکورا روی بیاورند. به گفته یکی از خریداران این نوع البسه”لباس های زمستانی با جنس خوب بسیارگران است و من و خانواده ام به اجبار به این فروشگاه ها میآییم ” او می گوید: ما این لباس ها را درخانه قبل از آنکه استفاده کنیم چندین بار با آب جوش می شوریم اما اینکه بیمار بشویم یا نه نمی دانم! به گفته فروشندگان تاناکورا، این لباس ها هیچ مشکل پوستی و بیماری خاصی برای خریداران و مصرف کنندگان به وجود نیاورده است. آنها براین عقیده اند که اگر پوشیدن لباس های تاناکورا باعث بوجود آمدن بیماری می شد تا کنون باید این مغازه ها پلمپ می شدند.

● لباس های دست دوم زنگ خطری برای سلامتی …
اما پزشکان برخلاف فروشندگان لباس های دست دوم بر این باورند که به هیچ عنوان نباید از لباس دست دوم استفاده کرد.
دکتر عزیز حشمتی متخصص پوست و مومی گوید: شاید شستشو و جوشاندن و ضدعفونی کردن مشکل بهداشتی را برای مصرف کنندگان لباس های تاناکورا به وجود نیاورد اما من به عنوان یک متخصص به هیچ عنوان به افراد پوشیدن این لباس ها را توصیه نمی کنم. بسیاری از میکروب ها با شستشو نیز از بین نمی روند و در پرز لباس باقی می مانند. استفاده از این البسه امکان ابتلا به آلرژی و بیماری های انگلی و قارچی را افزایش می دهد، وبه مردم توصیه می شود که به هیچ عنوان از البسه دست دوم بخصوص لباس های زیر و کفش های دست دوم استفاده نکنند. وی همچنین تصریح کرد : فضایی که این لباسها در آنها به فروش می رسد فضایی بسیار آلوده ای است . هوای این اماکن به دلیل استفاده از مواد ضدعفونی متفاوت، فاقد حداقل استاندارد تنفسی است حتی ورود به این مکان ها نیز برای افراد خطردارد. به گفته دکتر حشمتی بسیاری از کسانی که از این نوع لباس ها استفاده می کنند پس از مدتی به بیماری های قارچی و عفونی مبتلا می شوند که شاید در نگاه اول علت بیماری نامعلوم به نظر برسد.

● می توان به راحتی تشخیص داد…
بر اساس گزارشات بدست آمده، حدود ۱۰ درصد از این البسه، نو و اتیکت آنها هنوز به آنها آویزان است. کسانی که در امر توزیع این البسه هستند معتقدند که: بیشترین افرادی که از ما لباس خریداری می کنند فروشندگان بوتیک های شیک و گران قیمت هستند که این لباس ها را به راحتی در ویترین خود می گذارند و آنها را به عنوان جنس مارک دار می فروشند. البته تشخیص زیاد سخت نیست می توان به راحتی متوجه شد، جنسی را که خریداری می کنی دست دوم نیست! نخست این که لباسهای تاناکورا اغلب دارای بوی خاصی هستند و تو اگر کمی شامه خود را به کار بیندازی به راحتی می توانی آن را تشخیص بدی ونکته دوم آن که، این دست لباس ها به صورت تک بوده و از نظر طرح، رنگ و حتی اندازه نیز دومی ندارد.

● قانون می گوید جرم است اما….
زمانی که طرح ساماندهی مد و لباس در مجلس مطرح شد ماده ۱۲ آن از برخورد نیروی انتظامی با مسوولان قاچاق لباس و فروشندگان لباسهای دست دوم خبر داد. براساس این طرح نیروی انتظامی و وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی مکلف هستند از فروش لباس های خارجی دست دوم که به صورت قاچاق وارد کشور می شود، ممانعت به عمل آورند. براساس قانون ورود کالای دست دوم به کشور جرم است . اما وقتی برخورد قانونی با فروشندگان لباس های دست دوم کم رنگ می شود، وزارت بهداشت ودرمان نیز این مساله را جدی نمی گیرد و هریک مساله را به دیگری واگذار می کند. شاید عدم برخورد جدی و قانونی با فروشگاه های تاناکورا یکی از دلایل افزایش و رشد بی رویه این شغل باشد، اما این تنها دلیل آن نیست. ازدید قانون مجازات قاچاقچیان این کالاها در صورتی که ارزش آنها کمتر ازیک میلیون تومان باشد، فقط ضبط کالا و در صورتی که بیش از این مقدار باشد، جریمه ای دوبرابر ارزش ریالی آنهاست.

● تن آدمی شریف است…..
وقتی در جامعه ای پوشش ارزش می شود و افراد برتری انسانها را در پوششان می بینند روی آوردن به جنس های دست دوم برای تازه زندگی کردن یکی از راه ها خواهد بود. علی نقوی پژوهشگر مسائل جامعه درباره علل روی آوردن مردم به اجناس دست دوم می گوید: چند سالی است که لباس و پوشش دارد در بین مردم جایگاه ویژه ای را بدست می آورد در نتیجه مردمی که قشر پایین و کم درآمد جامعه را تشکیل می دهند تمام توان خود را به کار می بندند که مانند اقشار ثروتمند و مرفه زندگی کنند. مثل آنها لباس بپوشند و حتی مثل آنها به زندگی نگاه کنند. پس به دلیل نداشتن قدرت خرید به اجناس دست دوم روی می آورند.این مساله تنها شامل لباس دست دوم نمی شود. خرید بدلیجات و زیورآلاتی که اصل نیستند نیزدر بین افراد بسیار شایع است. داشتن روحیه خودباوری و اعتماد به نفس مهمترین راز پیشرفت انسان است. نداشتن اعتماد به نفس باعث می شود که انسان نیمه خالی خود را با مسائل حاشیه ای پر کند بر همین اساس روی به تجملات می آورد و سعی می کند به وسیله ظاهر، خود را از دیگران برتر و یا همتراز آنها نشان دهد.
نقوی تلاش برای افزایش سطح درآمد را یکی از راه حل های نجات جامعه از مصرف اجناس دست دوم می داند. به گفته این پژوهشگر جامعه ، دولت با استفاده از چند راه حل ساده می تواند به مردم کمک کند، نخست با برنامه ریزی صحیح، رفاه عمومی را افزایش دهد وتورم را به حداقل برساند. دوم آن که ، قیمتها ثبیت شوند و قوانین اقتصادی به طور مرتب رو به تغییر نباشند و در نهایت به مردم آگاهی و آموزش دهد. روی عرضه اجناس نظارت کافی داشته باشد و با مشاغلی که به مردم جنس دست دوم عرضه می کنند به شدت برخورد کند. اگر این راه حل ها در کشور اجرا شود بی شک مردم با برنامه ریزی بهتری می توانند شرایط مالی و اجتماعی خود را با هم تطبیق دهند در نتیجه برای به روز زندگی کردن نیاز به اجناسی که سلامت آن ها را به خطر می اندازد ندارند و مسلما این یکی از عمده ترین وظایف دولت است که متاسفانه نادیده گرفته شده است.

● تاریخچه صنعت نساجی در ایران
پیدایش لباس و هنردوخت یکی از هنرهای قدیم ایرانیان است که شاید قدمت آن به ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح برگردد این را کاوشگران و باستان شناسان در شوش می گویند. به گفته آنان تا زمانی که مغولان وارد این کشور نشده بودند نساجی ایران همیشه یکی از صنایع پر رونق بوده و همین عامل باعث خودکفایی ایران نسب به سایر کشورها بوده است. اسناد و مدارکی نیز موجود است که نشان می دهد علاوه بر خودکفایی منسوجات ایرانی جنبه صادراتی نیز داشته است. اما چگونه این صنعت به طور ناگهانی رشد نزولی پیدا کرد و ایرانی که صنعت نساجی اش زبانزد خاص و عام بود به ناگاه سقوط کرد، به حمله مغولان به ایران باز می گردد.
پس از حمله مغولان به ایران، همپای تغییرات متعددی که در زندگی ایرانیان به وجود آمد به دلیل آن که مغولان خراج گذار دولت چین شمالی بودند و اصرار به رواج کالاهای چینی در متصرفات خود داشتند منسوجات چینی در ایران رایج شد. تنوع رنگ و ارزان بودن قیمت های چینی با اسقبال مصرف کنندگان روبرو شد و تولیدکنندگان داخلی به جای آن که در کیفیت تولیدات خود ترتیب اثربدهند شروع به پایین آوردن قیمت تولیدات خود کردند تا بتوانند از نظر قیمت با بازار آنها رقابت کنند و عده ای نیز ناخواسته از چرخه تولید خارج شدند.
با به قدرت رسیدن صفویان، آنها تمام تلاش خود را کردند که این صنعت را بار دیگر احیا کنند اما به دلیل تغییر در روحیه تولیدکنندگان صنعت نساجی این امر میسر نشد. در سالهای بعد از سقوط دولت صفویه،کریم خان زند هنگام فرمانروایی خود به فکر این افتاد که تا بر خلاف پیشینیان خود که عادت به لباس های تجملی داشتند لباس های بسیار ساده بپوشد. امیرکبیر که بعد از کریمخان زند مدیریت کشور را به دست گرفت تلاش کرد که از آمدن اجناس خارجی به کشور جلوگیری کند اما به دلیل قراردادهای تجاری که با کشورهای اطراف بسته بود نتوانست با این امر مبارزه کند اما در عین حال جنس خارجی را مردود می دانست و متاع ولباس مملکت خود را برتن می کرد.
زمامداری امیرکبیر بسیار اندک وکوتاه بود،که این مساله باعث شد نه تنها راه او ناتمام ماند بلکه آنچه رشته بود نیز پنبه شد .چرا که بعد از فوت امیرکبیر دیگر به آن ترتیب کار نمی کردند وشال نمی بافتند. این مساله باعث شد که سیل واردات منسوجات به طرف بازارها سرازیر شود. دانشمند دیگر ایران شناس بنام “رنه گووسه” نیز بیان می کند که لباس های مردم اولیه ایران بیشتراز مجسم هایی شناخته می شود که در حفاری های مختلف پیدا شده ونوع لباس را مشخص کرده است. قدیمی ترین مجسمه انسانی در فلات ایران پیدا شده است،این مجسمه کوچک بوده و متعلق به ۴۲۰۰سال قبل از میلاد مسیح می باشد لباس این مجسمه در کاشان به دست آمده است.این لباس از پارچه ای است که به صورت لنگ و کمر بسته شده است. وجوداین پارچه خود دلیل ان است که ساکنین آن روزگار فلات ایران از پوست حیوانات به طور طبیعی استفاده نمی کردند بلکه از پشم پارچه هایی می بافتند. بر اساس تحقیقات بدست آمده نخستین پارچه بافته شده در ایران به ۴۰۰۰هزار سال قبل از میلاد مسیح بر می گردد که در حفاریات شوش بدست آمده است از یک تیغه مسی که با سفال های عهد اول در شوش بدست آمده است که معلوم می کند که در دوره تمدن شوش (۴۵۰۰سال قبل از میلاد مسیح)بافتن پارچه معمول بود و فن پارچه بافی یا توجه به ظرافت پارچه ها کمال را طی کرده بود و قسمت هایی از این قطعه پارچه هم اکنون در موزه های لووروبافلو موجود است.
بدین ترتیب از روی اکتشافات قابل استناد تاریخی و باتوجه به آنچه از نوشته های محققین و تحقیقات و ایران شناسان نقل شده است می توان پذیرفت که در آن دوران انسان هایی بوده اند که به فن ریسندگی وبافندگی دست پیدا کردند و از این فن بهره برده اند که این مساله از حدود۱۰هزارسال پیش از میلاد مسیح بوده است. در آن زمان از پشم گوسفند و بز برای بافتن پارچه استفاده می کردند. همچنین سیری اجمالی در شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی نشان می دهد که پیشدادیان نخستین ایرانیانی بوده اند که کار ریسندگی و بافندگی و خاصه دوخت به آنان منسوب بوده است.با استناد به بحث باستانی ایرانی به این واقعیت تردیدی نیست که رشته نخ از پشم حیوانات و بافتن پارچه و فراهم آوردن فرش از پشم ونخ از زمان پادشاهان پیشدادی در ایران معمول گردیده و به این ترتیب راه کمال را طی کرده است. نویسندگان کتاب های تاریخ طبری و نوروزنامه بر این مساله متفق القول هستند که پیشدادیان سرآغاز بافندگی و پوشاک بوده اند. حال با تمام این حرف ها ، گفته ها و شنیده ها این سوال در ذهن به وجود می آید که به راستی چرا صنعت نساجی ایران با چنین تاریخچه ای دچار چنین فاجعه ای شد؟ چرا لباس های چینی، دست دوم با مارک های تقلبی جای خود را به پارچه های ایرانی بدهند؟ چه دلایلی باعث شد که مردم ایران صنعت نساجی خود را که تاریخچه ای چند هزار ساله دارد را فراموش کرده و روی به اجناس دست دوم چینی و غیره بیاورند ….

سارا دماوندان